دوران پساکرونا چه گونه است؟

تقریباً همه کشورها در این خصوص فرصت سوزی کرده و با دل نکندن از اولویتهای اقتصادی، زمان طلایی برای سازماندهی و بسیج کلیه امکانات جهت مواجهه با این ویروس مهاجم را از دست دادند.
 دوران پساکرونا چه گونه است؟

* بی شک در حال حاضر بحث اول و آخر تمامی محافل پزشکی جهان، ویروس کرونا و عوامل بوجود آورنده آن می باشد. برخی از دانشمندان سرعت اپیدمی و همچنین مرگبار بودن کرونا را ناشی از جهش طبیعی این ویروس 0.12 میکرونی می دانند.

بعضی ها یورش کرونا به انسان را ناشی از خشم و انتقام طبیعت از بشر تلقی می کنند که در طول سالیان متمادی زخمهای بی شماری را بر پیکر آن وارد کرده است. تعدادی از مردم اعتقاد دارند این همان عذاب الهی است که برای تنبیه انسان بی اخلاق و نافرمان نازل شده است و برخی دیگر شیوع کرونا را به موجودات فرازمینی که منبع فضایی دارند نسبت می دهند.

و در نهایت گروهی دیگر که اغلب سیاسیون و طرفداران تئوری توطئه هستند، کووید 19 را حاصل  زرادخانه ها و آزمایشگاه‌های میکروبی قدرت‌های بزرگ چون آمریکا و چین فرض می‌کنند که برای جنگ های بیولوژیک آماده کرده بودند و خواسته یا ناخواسته به بیرون درز کرده و از کنترل شان خارج شده است.

اما هیچ کدام از این موارد، موضوع این نگارش نبوده و آن را به گذشت زمان که به تدریج غبار ابهام را کنار خواهد زد، واگذار میکنیم. 

*اگرچه کرونا غافلگیرانه و بطور نفرت انگیزی خودش را مهمان شهرهای ما کرده ولی این مهمان ناخوانده آدمکش، خیلی از حقایق را برملا کرد که در نوع خود جالب و البته بسیار مهم می باشند. شاید اولین حقیقت، آشکار شدن کمبودها و نارسائیهای نظام سلامت بود. کمبودهای سیستم درمانی کشورها در ابعاد مختلف اعم از تجهیزات مراقبتهای ویژه، داروها، تخت های بیمارستانی، کادر درمانی و حتی ملزومات اولیه و اقلام مصرفی کادر درمانی ازقبیل ماسک و دستکش و گان، خود را بروز داد. گسترش پاندمی کرونا از ووهان چین به سایر کشورهای جهان تقریباً با فاصله 1 الی 2 ماهه اتفاق افتاد ولی تقریباً همه کشورها در این خصوص فرصت سوزی کرده و با دل نکندن از اولویتهای اقتصادی، زمان طلایی برای سازماندهی و بسیج کلیه امکانات جهت مواجهه با این ویروس مهاجم را از دست دادند.

بی تدبیری برخی رهبران جهان و کم اهمیت جلوه دادن خطر کرونا موجب غافلگیر شدن دولتها و در نتیجه کشتار ملتها گشت. راهزنی و دزدیدن ماسک و تجهیزات پزشکی کشورها توسط همدیگر نشان داد که در شدائد روزگار، غریزه حیوانی بر فطرت انسانی چیره میگردد این امر، عبارت فراموش شده «غرب وحشی» را دوباره احیاء کرد.

در حالی که برای مبارزه با این دشمن، ماسک و لوازم بهداشتی و شوینده مورد نیاز است، خالی شدن قفسه سوپرمارکتها و افزایش آمار خرید اسلحه در آمریکا بیانگر این بود که مردم، بیشتر از همدیگر میترسند تا کرونا. البته این امر اوج بی اعتمادی مردم برخی کشورها به دولت مرکزی در مواقع بحران را بیشتر نمایان ساخت. 

ویروس کرونا باعث شد بعضی از انسانها که مفتخرانه در نوک هرم مازلو قرار داشتند (یا گمان می کردند که در نوک هرم هستند) سقوط مفتضحانه ای به پایین ترین رده آن داشته باشند. 

 

به این موضوع باید فرصت طلبی زالوهای انگل را نیز اضافه کرد. محتکرینی که در شرایط بحرانی فرصت را برای کسب منافع مادی مغتنم دانسته و در این بازار کثیف، جان انسانها را معامله میکنند. اینها همانهایی هستند که در شرایط عادی نیز حضور بی ثمری داشته و در کشتی جامعه، سایر شهروندان بجای ایشان پارو زده و آنها را با خود به پیش برده اند. 

هیچ کس جرأت تعطیلی مکانهای عبادی و زیارتی را نداشت ولی این موجود میکروسکوپی از پس آن برآمد و در نهایت شاید زیباترین حقیقتی که کرونا برای همگان نمایان ساخت، ایثار کادر درمانی جوامع بود. پرستاران و پزشک ها به تنهایی تمام کمبودها و کوتاهی مدیران ارشد را جبران کردند و بار مبارزه در خط مقدم جنگ با دشمن نامرئی را با وجود کمبودهای شدید به دوش کشیدند. اینان با قبول خطر مرگ و نثار جان خویش، فطرت انسانی و حس مسؤولیت پذیری و نوعدوستی را در وجود سایر آحاد جامعه بیدار کردند.

این مورد در برخی کشورها نظیر ایران نمود بیشتری داشت و به دنبال آن حرکتهای خود جوش و ظرفیتهای بی نظیر مردمی(NGOها) شکوفا گشت. این واقعیت را نمی توان انکار کرد که مردم گوش از امواج تخریبی مخالف برگرفتند و برای خود، در کنار دولت‌ خود ایستادند. 

* آنچه واضح است فعلاً بحران کرونا محمل خوبی برای بحث‏های راهبردی در زمینه‏‌های مختلف فراهم ساخته است. اینکه عاقبتِ این بحران چگونه خواهد بود و بعد از عبور از این توفان در چه نوع جهانی زندگی خواهیم کرد. از مؤسسات معتبر بین‌المللی، دانشگاه‎‌ها، اندیشکده ها، گرفته تا سازمانها و شرکتهای بزرگ مشاوره مدیریت و فعالان شبکه‌های اجتماعی، همه و همه در این باره نظریه پردازی کرده و سناریوهای مختلفی را مطرح ساخته‌اند.

در این میان گاهاً با  دیدگاه‏‌های غلوّآمیز و خلاف واقع نیز مواجه می شویم که ناشی از تصورات بدبینانه تئوریسین ها در مورد تحولات جاری و عملکرد مجریان و کنشگران جوامع انسانی است. بعنوان مثال برخی کارشناسان معتقدند بحران کرونا در نهایت به نفع جوامع دیکتاتوری و تمامیت خواه تمام خواهد شد. جوامع اینچنینی حتی پس از رفع کرونا به بهانه پیشگیری از موارد مشابه، با همان ابزار و اپلکیشن ها که به مقابله کرونا رفته بودند، به کنترل مردم خود شدت خواهند بخشید بطوریکه استفاده از سیستم نظارتی بیومتریک برای ردیابی لحظه ای شهروندان نیز دور از ذهن نخواهد بود.

برخی دیگر پیش بینی می کنند که مراودات اجتماعی انسانها دچار چنان تغییراتی خواهد شد که تجسم آن در حال حاضر غیر ممکن است مثلاً حذف دست دادن در معاشرت‌ها. به اعتقاد تعدادی از کارشناسان، اقتصاد جهانی سقوط وحشتناکی را تجربه خواهد کرد به طوریکه بعضی ها از آن تحت عنوان نزول به بربریت(اقتصاد انسان‌های ابتدایی) یاد کرده اند. و بالاخره گروهی، پا را فراتر نهاده و از تعابیر آخرالزمانی برای بحران کرونا استفاده کرده اند.

گذشته از این نظریات افراط گرایانه، چنانچه بخواهیم جهان پس از کرونا را پیش بینی و توصیف کنیم، موارد ذیل را می توان برشمرد:

* به احتمال زیاد نظام سلامت کشورها پس از بحران کرونا دچار تغییرات بنیادین خواهد شد. واقعیت این است که از عملکرد درخشان کارکنان حوزه سلامت که بگذریم، ساختار و سازمان بهداشت و سلامت کشورها از این امتحان سربلند بیرون نیامدند. لذا پس از پایان بحران، دولت ها به فراخور امکانات و توان اقتصادی کشورشان به ایجاد، حفظ و تقویت یک سازمان منظم و بوروکراتیک اقدام خواهند نمود. برنامه ریزی برای تولید، توزیع و مهمتر از همه ردیابی و کنترل موجودی تجهیزات پزشکی، ایجاد سامانه یکپارچه ملی جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد محل تهیه و نگهداری کالاهای پزشکی از اولویت¬های کشورها خواهد بود. کیفیت ارائه خدمات در بخش دولتی ارتقاء یافته و ما در آینده شاهد بهبود و تقویت بهداشت عمومی و جهانی خواهیم بود.

* پس از تلفات انسانی، بیشترین تلفات و خسارات کرونا در حوزه اقتصاد خواهد بود. صنایع بسیاری از کرونا آسیب می بینند که قدرت ترمیم و  بازیابی خود را نخواهند داشت. اکثر صنایع و مشاغل از نفت تا هواپیمایی و از خودروسازی تا گردشگری دچار ورشکستگی‌ خواهند شد. اگر دولتها ترفندهای حمایتی خود را به کار نگیرند، مشاغل و کسب و کارهای کوچک به معنی واقعی کلمه نابود خواهند شد. این ورشکستگی ها، معضلاتی بزرگتر بنام رکود و بیکاری فزاینده‌ را موجب گردیده که آن نیز به نوبه خود آسیب‌های مخرب و حتی هولناک تری را به خصوص در عرصه اجتماعی در پی خواهد داشت. با علم به این عواقب ویران کننده است که چاپخانه دولتها بکار افتاده و بی محابا به تزریق پول به اقتصاد نیمه جان کشورشان مشغولند.  اختصاص بسته حمایتی ۲ هزار میلیارد دلاری ایالات متحده و ۵۰۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا دقیقاً در همین راستا صورت می گیرد. هر چند علیرغم این اقدامات، در پایان بحران کرونا با اقتصادهای کوچک شده ای روبرو خواهیم بود که تورم و رکود مشخصه بارز آنها می باشد. 

* وضعیت نابسامان اقتصادی، تأثیرات منفی خود را بر نظام مراودات اجتماعی گذاشته و تا حدودی موجب بهم ریختگی روانی جوامع خواهد شد زیرا این دو حوزه همواره ارتباط ناگسستنی با هم داشته اند. با گذشت روزها و حتی شاید ماهها از بحران کرونا، رفتارهای وسواس گونه توام با ترس هنوز  میان انسانها وجود خواهد داشت البته نه تا این حد که دیگران را به چشم دشمن ببینیم بلکه نوعی فاصله گیری و انزواطلبی که ناشی از دوران قرنطینه و فرار از گزند ویروس کروناست.

جمع‌های دوستانه کوچکتر شده و انگیزه حضور فیزیکی افراد جای خود را به تصاویر مجازی خواهد داد. افزایش بزهکاری، افسردگی، اختلالات روانی، پرخاشگری، تجاوز، طلاق، خودکشی و سرقتهای کوچک و بزرگ از نتایج غیر قابل انکار کرونا است که با درجات شدت متفاوت گریبان همه جوامع را خواهد گرفت. همه اینها تابعی از مشکلات اقتصادی بوجود آمده می باشند که دولتها باید از هم اکنون آمادگی لازم را برای مواجهه با آنها کسب کنند. در حال حاضر در دوران اپیدمی هم این ارتباط به نوعی آشکار است. هرچه مردم فقیرتر باشند احتمال ابتلای آن‌ها به ویروس کرونا نیز بیشتر است. یعنی در مناطق فقیرنشین مردم به دلیل توان پایین مالی مجبور هستند از خانه خارج شده و به دنبال تامین معیشت خانواده خویش  باشند و هم‌چنین نمی‌توانند مواد ضد عفونی کننده مناسب بخرند. با ادامه روند محدودیت‌های اقتصادی به منظور مقابله با کرونا، تعداد اخراجیها هم بیشتر شده و فقر اقتصادی گسترش می یابد و بدین ترتیب خانواده‌های متوسط امروز به دهک¬های ضعیف‌تر فردا تبدیل می-شوند. لذا بروز معضلات پیش گفته گریزناپذیر خواهد بود. 

* احتمالاً در کوتاه مدت نوع روابط ملت ها با دولت ها دچار تغییراتی شود. این امر متأثر از روابط حین بحران بوده و همانطور که گفته شد موقتی بوده و کوتاه مدت خواهد بود و اینگونه نیست که به بخش‌  جدایی‌ناپذیری از زندگی تبدیل ‌شود. اقداماتی که در حالت عادی به هیچ عنوان مورد اقبال قرار نمی گرفت، در شرایط بحرانی به آسانی پذیرش و اجرا می شود. در شرایط بحرانی، مردم امر و نهی ها و نظارت فزاینده دولت ها بر زوایای زندگی خود را برای کنترل بحران به راحتی می پذیرند. ولی با گذر از بحران این پذیرش نظارت و تجسس دولت، به تدریج جای خود را به مقاومت خواهد داد. لذا دولتها مجبور خواهند شد رویه خود را تغییر داده و به آگاهی بخشی مداوم و زنده کردن حس مسئولیت پذیری در شهروندان روی بیاورند. هر چه باشد یک جمعیت خودانگیخته که به خوبی آگاه شده‌اند، قدرتمندتر و کارآمدتر از جمعیت نادانی عمل می کند که مدام تحت نظر می باشد.                         

* ویژگی بارز جوامع در این روزها این است که مردم به صورت ملی به جنگ کرونا رفتند. کرونا ثابت کرد آن دهکده جهانی که قدرتهای غربی همواره سنگ آن را به سینه می زدند نتوانسته آن همگرایی و انسجام بین المللی را که ادعا می شد، به وجود آورد. دولتهای جهان، از هر نوع و مدلی دریافتند که در مبارزه با کرونا تنها هستند لذا به‏‌منظور کنترل این ویروس، راساً تصمیمات اضطراری اتخاذ کردند که ممکن است بسیاری از آنها حتی پس از پایان این بحران، در حافظه تاریخی مردمانشان باقی بماند.

این امر ملی گرایی وخوداتکایی و ترجیح به تمرکز داخلی را در کشور‌ها تقویت می کند. گلایه های ایتالیا، اسپانیا و حتی فرانسه نشان داد که اتحادیه اروپا به عنوان نماد جهانی-سازی، در روزهای سخت قادر به تصمیم گیری بموقع و اقدام مؤثر نیست و مردم عضو این اتحادیه دریافتند که در مواقع بحران فقط به دولتهای خود می توانند تکیه کنند.

لذا اگر بگوییم این ویروس به تقویت احساسات ناسیونالیستی منجر خواهد شد، سخن به گزاف نگفته ایم. کرونا از اقتدار اتحادیه کاسته و بر قدرت ملی کشورها خواهد افزود مگر اینکه این اتحادیه در ادامه، و البته قبل از ناامیدی اعضاء، دست به اصلاحات عمیق و تغییر رویه¬ها و حتی ساختاری بزند و بدین ترتیب دوباره به کشورهای عضو اطمینان بدهد که در روزهای سخت چتر خود را سریعتر به روی آنها باز خواهد کرد. 

دولت کنونی ایالات متحده این روزها آنقدر درگیر مشکلات داخلی خود گشته که عملاً از سمَت رهبری جهان استعفا داده‌ است. ترامپ با اعمال و رفتارش آشکارا اعلام کرده‌ که منافع آمریکا مهم تر از هر چیزی حتی جان انسانهاست. دولت او در ادامه سیاست یک جانبه گرایی و شعار «اول آمریکای»ی ترامپ حتی نزدیک‌ترین متحدانش را نیز قربانی کرد.

زمانی که آمریکا بدون اطلاع قبلی همه سفرها را از اتحادیه‌ اروپا ممنوع کرد، اروپائیان خیلی برآشفتند ولی خبر نداشتند که این تازه اول کار است و خرید حق انحصاری واکسن جدید کووید-۱۹، از شرکت آلمانی و تغییر مسیر محموله های ماسک و سایر تجهیزات پزشکی کشورهای ثالث به سوی آمریکا، در انتظار آنهاست.

این اقدامات غافلگیر کننده  ثابت کرد که آمریکا، جهانی فکر نمی کند. هرچند ترامپ منتسب به حزبی است که لشکرکشی و کشورگشایی را در کارنامه خود دارد ولی به نظر می رسد که دیگر ایجاد یک دولت توتالیتر جهانی به آنصورت که آمریکا سایر کشورها را به دنبال خود بکشاند، میسر نخواهد بود آن‌چیزی که در سال‌های ریاست جمهوری جورج بوش ها نظیر حمله به عراق و افغانستان  و تقریبا همزمان با نظریه تازه ابداع هانتینگتون (برخورد تمدن ها) اتفاق افتاده بود، دیگر تکرار نخواهد شد. زیرا بی کفایتی ترامپ موجب گردید واشنگتن در امتحان رهبری دنیا رفوزه شود.

در چنین شرایطی حتی اگر دولت آمریکا یک برنامه‌ جهانی ارائه دهد، مورد استقبال قرار نخواهد گرفت زیرا کمتر کسی دنباله‌روی رهبری خواهد بود که خودخواهانه فقط به منافع خودش می اندیشد و هرگز مسئولیتی بر عهده نمی‌گیرد. وقوع چنین اتفاقاتی از یک سو، و موفقیت چین در مهار کرونا از سوی دیگر، برخی کارشناسان را به این نتیجه رهنمون کرد که بخش اعظمی از قدرت و برتری اقتصادی از غرب به شرق منتقل خواهد شد. یعنی در آینده، غرب (اروپا و آمریکا) ضعیف شده، و آسیا و چین قوی تر از گذشته در صحنه خواهند بود. این تئوری نمی تواند زیاد دقیق باشد زیرا اینگونه نیست که پس از پایان بحران کرونا، دنیا رهبری جهان را به کشورهایی چون چین، سنگاپور و کره جنوبی بدهد صرفاً به این دلیل که دولتهای آنها در کنترل این ویروس موفق عمل کرده اند؛ بلکه این روند از سالها پیش و بر اثر تلاشهای ایثارگونه چندین نسل از مردمان این کشورها و مدیریت صحیح رهبرانشان شروع شده است.

چین قبل از بحران کرونا نیز از لحاظ اقتصادی دوشاوش آمریکا حرکت می کرد و حتی پیش بینی ها حاکی از این بود که به زودی اقتصاد اول جهان خواهد شد. لذا منتسب کردن این دستاورد چین به پاندمی کرونا منطقی به نظر نمی رسد. 

* اگر جهانی سازی و دهکده جهانی واقعاً همانگونه که مبلغین آن همواره شعار داده اند می بود، اتفاقات پیرامون بحران کرونا می بایست به شکلی دیگر روی می داد. به عنوان مثال حمایت از کشورهای فقیر توسط دول ثروتمند و یا اقدام یکپارچه کشورها در مبارزه با کرونا (اعم از تأمین تجهیزات پزشکی و اعزام تیمهای پزشکی) بدون توجه به مرزهای جغرافیایی و سیاسی از جمله اقداماتی بود که انتظار می رفت خیلی پررنگ تر اتفاق بیافتد ولی اینگونه نبود.

با توجه به اتفاقات حادث شده پیش بینی می شود کرونا برای چند سالی دولت‏ها را به خود مشغول کرده و باعث ‏‌شود تا آن‏ها بیشتر توجه خود را از مسائل منطقه ای و بین المللی به داخل مرزهایشان معطوف کرده و منافع ملی خود را در درجه اول قرار دهند لذا برای مدتی جهانی شدن رنگ باخته و شرکت‌های چند ملیتی و بازار آزاد جذابیت قبلی را نخواهند داشت. به عبارت دیگر جهانی سازی تضعیف خواهد شد ولی به کلی از هم نخواهد پاشید.

در ادامه شاهد خواهیم بود که ویروس کرونا در جهت‏‌گیری‏های اقتصادی جهان به‏‌طور بنیادین تغییری ایجاد نمی‏‌نماید بلکه صرفاً، به روند دگرگونی که مدت‏هاست شروع شده است سرعت می‏‌بخشد البته بنا به دلایلی که گفته شد به احتمال زیاد مرکزیت جهانی شدن از مرکزیت آمریکایی به مرکزیت هرچه بیشتر چین تغییر خواهد یافت.  

* بی تردید یکی دیگر از نتایج کرونا تغییر نگرش و رویکرد جوامع به دولت الکترونیک است. کشورهایی که از سالیان قبل تر زیرساخت‌های ارتباطی و دیجیتال را فراهم کرده بودند، در بحران کرونا کامشان از این میوه شیرین شد. کرونا در شرایط قرنطینه و تعطیلی طولانی بازارها، فرصتی را برای  آندسته از افراد فراهم کرد که قادرند فرایندهای کسب درآمد را در بستر اینترنت انجام داده و مشاغل خود را ادامه دهند. این امر موجب گسترش کسب و کارهای اینترنتی شد. لذا بسیاری مصمم شده‌اند که روی فعالیت‌های دیجیتال و آنلاین،‌ سرمایه‌گذاری بیشتری انجام دهند. البته این شیوه در بهترین شرایط فقط بخشی از مشاغل را پوشش می‌دهد. و مثلا تولید و توزیع انبوه مواد غذایی و محصولات کشاورزی و دامی‌صرفاً با فناوری اطلاعات امکانپذیر نیست. از دیگر نتایج و آثار ماندگار کرونا می توان به رواج دورکاری، استفاده از خدمات بانکداری اینترنتی، برگزاری آنلاین جلسات تا جای ممکن، پررنگ‌تر شدن سنجش عملکرد در قیاس با ساعت کاری اشاره کرد. البته اینگونه نیست که همه این تغییرات را به حساب کرونا بگذاریم زیرا همانطور که اشاره شد اکثر جوامع حرکت خود را از کسب و کارهای سنتی به سوی دنیای دیجیتال و آنلاین شروع کرده بودند لیکن شیوع کرونا با تغییر عادات‌ و رفتارها، به این روند شتاب مضاعفی داد. برخلاف نظر تعدادی ازکارشناسان، مشاغل سطحی و روزمزد نظیر مسافرکشی و دست فروشی و... پس از پایان اپیدمی همچنان وجود داشته و از جوامع بشری رخت نخواهند بست. 

* نظام‌های آموزشی از ابتدایی تا دانشگاه در دوران پسا پاندامیک تغییرات بنیادی را تجربه خواهند کرد.  تمامی مدارس به ناچار به جدیدترین ابزار انتقال علم مجهز شده و بدین ترتیب سرفصل تازه ای در آینده علم و آموزش باز می شود. بی شک در چنین نظام آموزشی، ویدئو کنفرانس‌ها و آموزش‌های تحت شبکه اینترنت گسترش خواهند یافت.    

* در حوزه محیط زیست، کرونا دستاوردهای امیدوارکننده ای داشته و فرصتی فراهم کرد تا سیاره زمین نفسی عمیق بکشد. کاهش گازهای گلخانه‌ای و دی‌اکسید‌کربن - پایین آمدن دمای کره زمین در آینده‌ نزدیک - حفظ بقای بیش از هفتصد گونه گیاهی و جانوری در صورت حفظ این وضعیت به مدت یکسال - کاهش چند صد میلیون تن زباله‌ پلاستیکی از جمله اهدافی بودند که طرفداران محیط زیست در سالیان متوالی نتوانسته بودند بدست آورند ولی کرونا به تنهایی آنها را یکجا به بشر هدیه داد.

اما سؤال اساسی در این مورد میزان ماندگاری تأثیرات مثبت کرونا است. آیا این دستاوردها همیشگی است؟ و یا تنها برای مدتی کوتاه ادامه داشته و پایدار نخواهد ماند؟ زیرا انسان به تلافی رکود چند ماهه و به منظور جبران مافات، بی رحم تر از گذشته به جان طبیعت افتاده و آسیب‌های جبران نا‌پذیری به آن وارد خواهد ساخت.  

* در دوران پساکرونا امنیت از جنبه نظامی بازتعریف خواهد شد. زمین گیر شدن ناوهای هواپیمابر «شارل دوگل» فرانسه و «تئودور روزولت» آمریکا بدون تهدید از سوی دشمن خارجی، بی‌معنی بودن هزینه‌های نظامی سنگین و آسیب پذیر بودن قدرتمندترین ارتش های جهان را نشان داد. استراتژیست ها و کارشناسان نظامی دریافتند که صرف هزینه های چند صد میلیارد دلاری و داشتن تانک و توپ پیشرفته، هواپیماهای رادارگریز و ناوهای غول پیکر هواپیمابر، لزوماً تضمین کننده برتری و پیروزی ارتش‌های بسیار بزرگ نمی‌تواند باشد.

ارتشی که امنیت آن فقط با یک ویروس از بین می‌رود، صلابتش در مواجهه با دشمن نیز زیر سؤال خواهد رفت. بنابراین در آینده تقویت بیش از پیش واحدهای «ش. م. ه.» یا «ش. م. ر.» ارتشها در دستور کار قرار خواهد گرفت. بدیهی است این تقویت هم در بعد آفندی و هم در بعد پدافندی خواهد بود.

عملکرد مثبت نیروهای مسلح ایران در بحران کرونا که در قالب رزمایش بیولوژیک و ابعاد مختلف اعمال قرنطینه و برقراری نظم، ایجاد سیستم های هشدار، برپایی سریع بیمارستانهای صحرایی و امدادرسانی، گندزدایی معابر، ساخت و تأمین وسایل پزشکی و کیتهای تشخیص صورت گرفت، افقی تازه فراروی سایر ارتشهای جهان در زمینه جنگهای بیولوژیک باز کرد.

 

بهروز نجف زاده

امتیاز 3.19/5

دیدگاه کاربران

ثبت دیدگاه