خوش خدمتی ترامپ به رژیم صهیونیستی

در این تحلیل عملکرد 3 ساله دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده و تأثیر آن بر مناسبات جهانی و همچنین عواقبی که برای کشور و مردم آمریکا در پی داشته است، را مورد تحلیل قرار داده خواهیم داد.
خوش خدمتی ترامپ به رژیم صهیونیستی

در این تحلیل عملکرد 3 ساله دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده و تأثیر آن بر مناسبات جهانی و همچنین عواقبی که برای کشور و مردم آمریکا در پی داشته است، را مورد تحلیل قرار داده خواهیم داد.

کتاب «ترامپ؛ رهبری حقیر» به قلم بهروز نجف زاده اردیبهشت امسال انتشار یافت. نویسنده در این کتاب عملکرد 3 ساله دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده و تأثیر آن بر مناسبات جهانی و همچنین عواقبی که برای کشور و مردم آمریکا در پی داشته است، را مورد تحلیل قرار داده است. نویسنده در فصل 20 کتاب، به حمایت ترامپ از هر چه منفور در دنیا پرداخته است که ما در اینجا بنا داریم گزیده ای از این فصل  را تحت عنوان خوش‌خدمتی به اسرائیل در اختیار مخاطبان عزیز قرار دهیم. 

خوش‌خدمتی به اسرائیل

ترامپ در ۶ دسامبر ۲۰۱۷ اعلام کرد به‌طور رسمی بیت‌المقدس (اورشلیم) را به‌عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت می شناسد و سرانجام سفارت آمریکا را در بیت المقدس افتتاح کرد. 

او همچنین مارس 2019 اعلام کرد حاکمیت اسرائیل را بر بلندی‌های جولان، به طور کامل به رسمیت می شناسد.

ترامپ این اقدامات را در حالی انجام داد که تقریباً هیچ کشوری در دنیا با آن موافق نبوده است. اسرائیل با توجه به نقض قطعنامه های متعدد سازمان ملل، عدم التزام به معاهده های بین‌المللی و عملکرد نامناسب در قبال مردم فلسطین، چهره موجهی در جامعه بین‌المللی ندارد. اگر عربستان نبود، بی تردید مقام اول کودک کش ترین رژیم جهان به اسرائیل تعلق می گرفت.

تقریباً همه، علت اصلی این اقدامات ترامپ را می دانند. لابی صهیونیست در آمریکا قدرت زیادی دارد. آن‌ها به پشتوانه پول هنگفتی که دارند، همیشه در انتخابات آمریکا تأثیرگذار بوده اند؛ و ترامپ این را به خوبی می داند که در انتخابات 2020 به پشتیبانی مالی آن ها، جهت مهندسی انتخابات و جمع کردن آراء مردم، نیاز خواهد داشت. این‌گونه اقدامات ترامپ، در حقیقت نوعی سرمایه‌گذاری است.

استفان دوجاریک، سخنگوی دبیر کل سازمان ملل متحد طی اظهاراتی در نشست خبری روزانه خود در واکنش به تصمیم ترامپ در به ‌رسمیت شناختن بلندی‌های جولان به‌عنوان بخشی از سرزمین رژیم اشغال گر قدس گفت: «موقعیت بلندی‌های جولان تغییر نیافته و سیاست سازمان ملل نسبت به بلندی‌های جولان در قطعنامه‌های شورای امنیت این سازمان به وضوح اعلام شده است». لازم به ذکر است شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه شماره 497 در سال 1981 با اشغال بلندی‌های جولان توسط اسرائیل مخالفت کرده و گفت: «تصمیم اسرائیل مبنی بر حاکمیت و اعمال قوانین خود در بلندی‌های جولان اشغالی، پوچ و فاقد اعتبار قانونی در عرصه بین‌المللی است».

خوش خدمتی ترامپ به رژیم صهیونیستی

اما اوج خوش خدمتی ترامپ به اسرائیل، بی تردید طرح ابتکاری «معامله قرن» می باشد. ترامپ این طرح را که با نام «طرح صلح» از آن یاد می کرد، مدیون داماد یهودی خویش، جرد کوشنر است. کوشنر نزدیک به دو سال بر روی این طرح کار کرد. او با مطالعه طرح‌های قبلی که همگی از سوی اسرائیل رد شده بودند، این طرح را با مشورت مستقیم نتانیاهو و کارشناسان سیاسی و اندیشکده های اسرائیلی تدوین کرد تا جای هیچ گونه اعتراض و اما اگری را برای اسرائیلی ها باقی نگذارد. درست به همین علت بود که حتی قبل از رونمایی از آن، هرچقدر که نتانیاهو نسبت به معامله قرن ذوق زده بود؛ فلسطینی ها با دیده تردید و واهمه به آن نگاه می کردند. البته آن‌ها حق هم داشتند زیرا صابون ترامپ قبلاً یکبار به تن آن‌ها خورده بود. ترامپ با به رسمیت شناختن قدس (اورشلیم) به پایتختی اسرائیل نشان داده بود که به هیچ وجه دوست فلسطینی ها نیست.

جرد خودش هم به این حقیقت پی برده بود؛ بنابراین ۲۵ ژوئن 2019 (4 تیر 1398) در نشست دو روزه بحرین که کشورهای عربی را برای این موضوع دور هم جمع کرده بود، جرأت نکرد از جزئیات سیاسی این برنامه بالاخص «تشکیل دو کشور مستقل اسرائیل و فلسطین» و «بازگشت آوارگان فلسطینی» و «تعیین تکلیف قدس» حرفی به میان آورد و این بُعد مسئله را در هاله‌ای از ابهام باقی گذاشت. او فقط به بعد اقتصادی طرح پرداخت و اینکه پیش شرط لازم برای رسیدن به صلح و پایان دادن به چندین دهه منازعه، از مسیری مبتنی بر سرمایه‌گذاری برای فلسطینی‌ها می گذرد. در واقع اگر بخواهیم حرف‌های آقای کوشنر را به مفهومی ساده بیان کنیم باید بگوییم مشکل فلسطینی ها با اسرائیل، بیش از اینکه سیاسی باشد، اقتصادی است. فلسطینی ها از اینکه اسرائیل آن‌ها را از سرزمین پدری شان بیرون رانده ناراحت نیستند بلکه آن ها مشکل پول دارند و این پول از طریق 50 میلیارد دلار سرمایه گذاری کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تأمین می شود و بدین ترتیب همکاری با فلسطینی‌ها برای توسعه‌ اقتصادشان، به یک صلح واقعی منجر خواهد شد.

هفت ماه بعد بالاخره ترامپ سه‌شنبه 28 ژانویه 2020 (8 بهمن 1398) طی مراسمی پرده از «معامله قرن» برداشت. نتانیاهو خندان و خوشحال در مراسم رونمایی حضور داشت و این ابتکار ترامپ را به او و خودش و دیگران تبریک گفت ولی خبری از فلسطینی‌ها نبود. همین نبود طرف فلسطینی، زنگ هشدار را برای موفقیت این طرح به صدا درآورد. بعداً مشخص شد که محمود عباس حتی جواب تلفن ترامپ را نیز نداده است. فردای آن روز وقتی مفاد طرح در دسترس عموم قرار گرفت، همه به عباس حق دادند. عباس که به‌واسطه تشکیلات خودگردان، صفت سازش‌کار را یدک می کشد، گفت که اجازه نخواهد داد که اسم او در پای این قرارداد ننگین نوشته شود؛ اما سؤال اینجاست مگر مفاد طرح چه بود که سازش‌کارترین فلسطینی را این‌چنین به واکنش تند واداشت؟

مفاد طرح معامله قرن

• طبق این طرح، اسرائیل به امتیازهایی فراتر از تعهدات قبلی سازمان آزادی‌بخش فلسطین و قطعنامه‌های شورای امنیت، دست می-یابد و بخش‌هایی از مناطق اشغال‌ شده (نیمی از کرانه باختری و بخشی از بیت‌المقدس شرقی که از نظر جامعه جهانی به دولت فلسطین تعلق دارد) را به خاک خود اضافه می کند؛ در عوض، با «تشکیل دولت مستقل فلسطینی» موافقت می‌کند؛ اما این «دولت مستقل فلسطین» چه مشخصاتی دارد؟

• ترامپ تکلیف مالکیت قدس را مشخص کرد. او گفت: «اورشلیم (قدس) پایتخت تقسیم‌ناپذیر اسرائیل باقی می‌ماند.» طبق این طرح بیت المقدس کلاً به اسرائیل واگذار شده و پایتخت آن محسوب می شود و فقط چندین محله از بیت‌المقدس شرقی به فلسطینی ها تعلق می یابد. در عوض شهر ابودیس به جای بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت فلسطین در نظر گرفته خواهد شد.

• طبق این طرح فلسطینیان باید از حق بازگشت به سرزمین خود که در قطعنامه ۱۹۴ شورای امنیت به رسمیت شناخته شده صرف‌نظر کنند.

• داشتن ارتش برای فلسطین جدید ممنوع است. تنها سلاحی که به فلسطین جدید اجازه برخورداری از آن داده می‌شود، سلاح‌های سبک پلیس است. توافقی میان اسرائیل و فلسطین جدید امضاء خواهد شد که بر اساس آن اسرائیل مسئولیت دفاع از فلسطین جدید در مقابل هر حمله خارجی را بر عهده می‌گیرد؛ اما به این شرط که فلسطین جدید به اسرائیل بهای دفاع از خود را بپردازد. میان اسرائیل و کشورهای عربی نیز مذاکره صورت می‌گیرد تا مبلغی که عرب‌ها به ارتش اسرائیل برای بهای این حفاظت می‌پردازند، مشخص شود.

• حماس تمامی سلاح‌هایش را کنار می‌گذارد و این شامل سلاح‌های شخصی رهبران حماس نیز می‌شود. به جای آن، نیروهای حماس حقوق ماهیانه‌ای از کشورهای عربی دریافت می‌کنند.

• دشت اردن در دست اسرائیل باقی خواهد ماند؛ همان طور که در حال حاضر این گونه است.

• اما جالب ترین قسمت طرح ترامپ، نقشه فلسطین جدید است. در این طرح خبری از یک کشور یکپارچه به نام فلسطین نیست. کشور فلسطین در قالب مجمع‌الجزایری از مناطق کوچک فلسطینی تعریف می‌شود که از طریق کانال‌ها، نقب‌ها و گذرگاه‌های تحت سیطره و نفوذ اسرائیل به همدیگر وصل می شوند.

• طبق نقشه  ارائه شده در این طرح، فلسطین به غیر از مرزی ۱۱ کیلومتری با مصر در نزدیکی شهر رفح، از داشتن هر گونه مرز با کشور ثالث محروم بوده و در داخل اسرائیل محصور می باشد.

• رفت و آمد فلسطینی‌ها بین کرانه باختری و غزه که دورترین مناطق فلسطین نسبت به همدیگر می باشند، از طریق گذرگاهی که از اسرائیل می‌گذرد، برقرار می گردد.

• احداث کانال های آب تصفیه شده در زیر اراضی میان غزه و کرانه باختری هم منوط به اجازه اسرائیل می باشد.

• اسرائیل مخالف تعریف هرگونه مرزی میان فلسطین جدید و اسرائیل می باشد؛ یعنی عبور و مرور شهروندان و کالاها باز خواهد بود.

• در حال حاضر هر گونه ورود و خروج کشتی‌ها به منطقه غزه از راه دریا ممنوع است و نیروی دریایی اسرائیل مانع از عبور و مرور کشتی‌ها به سمت غزه می‌شود. ارتش اسرائیل به ماهیگیران غزه تنها اجازه می‌دهد در فاصله 5/5 کیلومتری از ساحل، ماهیگیری کنند.

خوش خدمتی ترامپ به رژیم صهیونیستی

در واقع بر اساس طرح معامله قرن، خبری از یک کشوری مستقل به نام فلسطین نیست بلکه یک سرزمینی خودمختار که اختیارات آن در حوزه مسائل حساس و حیاتی چون اقتصاد و امنیت، از یک استان و ایالت نیز کمتر است، درون اسرائیل تشکیل می شود. این طرح با توجه به ماهیت جداسازی نژادی آن، ناخودآگاه انسان را به یاد آپارتاید آفریقای جنوبی می اندازد. فلسطینیان مانند سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی از هر گونه حقوق سیاسی واقعی یک ملت آزاد محروم-اند. آن‌ها عملاً باید از رژیمی تبعیت کنند که هیچ نقشی در انتخاب مسؤولین آن ندارند.

بنابراین مشخص شد که چرا نه تنها عباس بلکه هیچ جریان، گروه و شخصی در فلسطین حاضر نیست پای این طرح حاضر شود و مسئولیت این خیانت را قبول کند. محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و بسیاری از مقامات فلسطینی و کشورهای دیگر با این طرح به شدت مخالفت کردند. حماس اعلام کرد ما مخالفت قاطع خود را با آنچه معامله قرن نامیده می‌شود، اعلام می‌کنیم و بر ادامه تظاهرات بازگشت تا تحقق اهداف آن تأکید می‌کنیم. حزب‌الله مخالفت خود را با معامله قرن اعلام کرد و این طرح را معامله ننگین خواند. ایران، ترکیه و اردن به شدت به این طرح واکنش نشان دادند. مصر و مالزی نیز به جمع منتقدین و مخالفان طرح پیوستند. حتی اتحادیه اروپا که بدواً از طرح معامله قرن استقبال کرده بود، بعداً موضع خود را تعدیل کرد. جوزپ بورل، مسؤول سیاست خارجی اروپا گفت: «این طرح، بسیاری از مؤلفه‌های مورد توافق بین‌المللی را به چالش می‌کشد. مرزهای ۱۹۶۷، بر اساس توافق دو طرف و اینکه اسرائیل و یک کشور مستقل و زیست‌پذیر فلسطین در صلح، امنیت و به رسمیت شناسی متقابل، در کنار یکدیگر زندگی کنند. اتحادیه اروپا حاکمیت اسرائیل بر مناطق اشغال شده 1967 را به رسمیت نخواهد شناخت».

امارات متحده عربی موافقت خود را با طرح اعلام کرد. ولی عربستان سعودی موضع مرموزانه ای گرفت. در بیانیه وزارت خارجه عربستان آمده است: وزارت خارجه عربستان از اعلام طرح صلح ارائه شده از سوی دولت آمریکا تحت عنوان «چشم‌انداز صلح، شکوفایی و آینده‌ای درخشان‌تر»، مطلع شده و در سایه آنچه اعلام شده این پادشاهی مجددا بر حمایتش از تمامی تلاش‌ها برای رسیدن به راه حلی عادلانه و فراگیر برای مسئله فلسطین تأکید می‌کند؛ اما هر دو این کشورها برای اینکه رسوای عالم نشوند، در اتحادیه عرب همرنگ جماعت شدند و حرفی دیگر گفتند؛ هرچند ما را به خیر منافق امیدی نیست.

سازمان ملل نیز از طرح ترامپ دفاع نکرد. سخنگوی آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل با انتشار بیانیه‌ای در واکنش به رونمایی طرح معامله قرن توسط دونالد ترامپ گفت: «دبیر کل سازمان ملل متعهد به کمک به اسرائیل و فلسطینی‌ها برای دستیابی به توافق صلح بر اساس قوانین بین‌المللی، قطعنامه‌های سازمان ملل و توافقات دوجانبه و راهکار تشکیل دو کشور بر اساس مرزهای قبل از سال 1967 میلادی است».

حتی اعضای مجلس نمایندگان آمریکا نیز طرح ترامپ را ناعادلانه خواندند. 107 نماینده در نامه ای به ترامپ یادآور شدند این طرح هم به فلسطینی‌ها، هم به اسرائیلی‌ها لطمه زده و نزاع بین آن‌ها را سخت تر می کند.

طرح ترامپ آنقدر ناپخته و یکطرفه بود که صدای جیمی کارتر، مبتکر طرح سازش بین اعراب و اسرائیل را نیز درآورد. کارتر که معمار قرارداد «کمپ دیوید» به تاریخ سپتامبر ۱۹۷۸ (شهریور ۱۳۵۷) است، گفت: «برنامه ترامپ قوانین بین‌المللی در خصوص حق تعیین سرنوشت و ممنوعیت تصاحب زمین و الحاق اراضی اشغالی به وسیله زور را نقض می‌کند. این برنامه، فرصت صلح عادلانه میان اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها را از بین می‌برد. نام‌گذاری اسرائیل به‌عنوان کشوری برای مردم یهود، نشان می‌دهد که این طرح بر انکار حقوق برابر فلسطینی‌ها در اسرائیل تشویق می‌کند. در صورت اجرای معامله قرن، تنها راه پایان این بحران که همان راه‌حل دو دولتی است، از بین می‌رود. اعضای سازمان ملل باید به قطعنامه‌های شورای امنیت التزام داشته و هرگونه اقدام یک جانبه اسرائیل برای تصاحب بیش از پیش اراضی فلسطینی‌ها را رد کنند».

بدین ترتیب مشخص گردید که «معامله قرن» نه با هماهنگی اسرائیلی ها، بلکه دقیقاً توسط اسرائیلی ها تهیه و تدوین شده و از طریق جرد کوشنر به ترامپ دیکته و تحمیل شده است. ترامپ مجری سیاست ها و طرح‌های صهیونیسم بین الملل در جهان و منطقه است و در این طرح قرار است با پول نفت اعراب، زیرساخت‌های اسرائیل بزرگ را فراهم کنند. ولی چاه کن همیشه ته چاه است. در تمامی طرح‌ها، توافق‌نامه‌ها و معاهداتی که پیرامون صلح بین اعراب و اسرائیل با محور فلسطین وجود داشته است، حداقل یک طرف فلسطینی در این توافقات پای آن را امضاء کرده است، در صورتی که اکنون هیچ کدام از جریان‌های سیاسی فلسطینی حتی محمود عباس، موافق این طرح نیستند و در یک همسویی و همراهی تقریباً بی‌سابقه، به‌شدت مخالف عملیاتی کردن و اجرایی شدن طرح معامله قرن هستند.

حتی سازش‌کارترین جریان‌های فلسطینی که طی سال‌های گذشته موافق مذاکره با صهیونیست‌ها بودند اکنون به‌شدت مخالف عملیاتی شدن معامله قرن هستند. اکنون ترامپ و صهیونیست‌ها با عدم مشروعیت این طرح از جانب فلسطینیان مواجه هستند. در واقع ترامپ با این طرح نقش «خاله‌خرسه» را برای اسرائیل بازی کرد. طرح ترامپ یک توهم امنیت برای اسرائیل بود ولی هیچگاه برای اسرائیل امنیت نیاورد. بلکه برعکس ترامپ باعث شد موضوع تقریباً فراموش شده فلسطین، به رأس امور جهان اسلام تبدیل شده و آتش زیر خاکستر نهضت آزادی فلسطین دوباره جانی تازه گرفته و زبانه بکشد. جوانان فلسطینی امروز سرزمین مادری خود را نه در نقشه 1967 بلکه در مرزهای قبل از 1947 مطالبه می کنند. اکنون همه فلسطینیان، مانند نلسون ماندلای اسطوره ای، خود را ملزم به مبارزه با آپارتاید صهیونیسم می-دانند. این خیزش و مطالبه گری ناشی از شوکی بود که ترامپ به منطقه وارد کرد.

فاجعه قرن - سرقت قرن - جوک قرن - کلاه برداری قرن - فریب قرن - ظلم قرن - خیانت قرن، واژه هایی بودند که طی چند روز اول به‌عنوان مترادف «معامله قرن» ترامپ در شبکه های اجتماعی، نشر یافت. شرط اول میانجیگری، بی طرفی است. هر فرد و یا کشوری که قصد میانجیگری و رفع اختلاف بین دو طرف را دارد، الزاماً بایستی خودش بی طرف باشد که ترامپ نبود. ترامپ در این معامله حسن نیت نداشت و به همین علت هم طرح او از سوی جامعه جهانی طرد شد. ترامپ می توانست به جای این طرح یکطرفه و بسیار ناقص، دموکراتیک ترین روش حل مسئله را پیشنهاد دهد؛ و بدین ترتیب ضمن پایان دادن به طولانی ترین نزاع قرن معاصر، کاندید جایزه صلح نوبل نیز بشود؛ و آن راه، مراجعه به رأی مردم، یعنی رفراندوم است. اینکه بدون توجه به دین انسان‌ها، از همه افراد فلسطینی-الاصل در مورد رژیم مورد قبول آن‌ها نظرخواهی شود؛ و در این سرزمین، حکومتی مستقر شود که عموم مردم به آن رأی داده باشند.

نگاهی به سیر تغییرات نقشه فلسطین از لحاظ وسعت، از سال 1947 تا به حال گویای خیلی از حقایق بوده و نیازی به هیچ گونه توضیح اضافی ندارد:

سیر تغییرات نقشه فلسطین از لحاظ وسعت

بهروز نجف زاده

امتیاز 4.36/5

دیدگاه کاربران

ثبت دیدگاه