گزیده اخبار :

جان سخت

همه کشورها کمابیش گرفتار یکسری آفات و ناهنجاریها که خاص اجتماعات بشری است، می باشند.اما....
جان سخت

جوامع بشری با توجه به ماهیت اجتماعی و عنصر تشکیل دهنده آنها که همان «انسان» می باشد دارای پیچیدگی های خاصی هستند. به عبارت دیگر علوم اجتماعی پیچیده اند، چون انسان موجود پیچیده ای است.لذا پیش بینی ها در حوزه اجتماعی، نسبت به سایر علوم معمولاً از ابهام بیشتر و درصد اطمینان پایین تری برخوردار می باشد.

این جوامع علیرغم پیچیدگیهای هزار تو، یکسری مشترکاتی با همدیگر داشته و البته دارای پاره ای ویژگیهای منحصر به فرد نیز می باشند که فقط مخصوص خود آنهاست و آنها را از سایر کشورها و ملتها متمایز می سازد. 

همه کشورها کمابیش گرفتار یکسری آفات و ناهنجاریها که خاص اجتماعات بشری است، می باشند. خشونت در همه کشورها دیده می شود، جامعه ایران نیز از این پدیده مستثنی نیست. دزدی و کلاهبرداری در همه کشورها به اشکال مختلف هست، در ایران نیز. قتل در سایر کشورها هست، در ایران نیز. بزهکاری و اعتیاد در اقصی نقاط دنیا هست، در ایران نیز. ناسازگاریهای خانوادگی و طلاق در همه جا دیده می شود، در ایران نیز. تمامی این معضلات ناشی از شرایط نامساعدی است که در ادوار مختلف بر جوامع بشری حادث شده و البته متأثر از عامل اصلی، یعنی عکس العمل های یکایک افراد یک اجتماع بشری نیز می باشد. 

ادعا نمی کنیم که همه ایرانیها شاعر و فیلسوف و قدّیس اند و در بین آنها، افراد روانی مردم آزار و یا محتکر زالو صفت وجود ندارد.

شما زیباترین باغچه ها را هم بیل بزنید در آن تعدادی کرم پیدا می کنید؛ در یک باغ سرسبز چند صد هکتاری، چند تا سیب کرم خورده هم حتماً هست. ولی آنچه که مهم است کلیت یک نظام انسانی در قالب یک کشور و کارنامه ای است که آن ملت در گذر تاریخ از خود بر جای می گذارند. ایرانیها در طول تاریخ سختی ها و شدائد زیادی را متحمل شده اند که مردم دنیا از آن بی خبرند. جهت مثال آوردن به این ادعا، لازم نیست صفحات تاریخ را زیاد ورق بزنیم.

تاریخ معاصر به یاد دارد که جنگ 8 ساله ایران فقط با صدام نبود، بلکه شرق و غرب تمام قد پشت صدام ایستادند. این ملت، جنگ 8 ساله را در حالی به پایان برد که حتی از خرید سیم خاردار هم محروم بود و دولت برای جلوگیری از قحطی مواد غذایی، اقدام به جیره بندی (کوپن) ارزاق عمومی نمود. فانتوم های آمریکا را با گذشت 40 سال، در حالی به پرواز درمی آورد که مستشاران آمریکایی اجازه هیچگونه فعالیت تعمیر و نگهداری این سامانه های پیشرفته را به کارکنان ایرانی نداده بودند.

شاید ملت ایران تنها ملتی در جهان باشد که خبر کشته شدن فرزندان را در جبهه جنگ، به خانواده آنها اول تبریک و سپس تسلیت می گویند. زمانی که صدام محله ای از تهران را موشکباران می کرد، اهالی سایر محله ها پشت بام بودند تا ببینند موشک به کجا اصابت کرده.

این وضعیت را مقایسه کنید با  پرتاب چند راکت بی هدف از غزه به سوی اسرائیل که چه آژیرهای خطر و چه فریاد و شیون هایی را به دنبال دارد. زیاد دور نه، همین چند سال اخیر تا بحال مردم ایران گسترده ترین و سخت ترین تحریم هایی که می شد بر یک کشور تحمیل کرد، تحمل کرده اند.

تحریم هایی که نه فقط تسلیحات نظامی، بلکه کالاهای صنعتی و حتی غذا و دارو را هم از مردم ایران دریغ کرد. مردم دنیا فقط از مرگ چند بیمار پروانه ای باخبر شدند ولی مرگ هزاران بیمار سرطانی و صعب العلاج را ندیدند. طراحان تحریمهای آمریکا واقعاً درست گفته بودند؛ این تحریمها به معنی واقعی کلمه «فلج کننده» بودند، به همین علت هم سیاستمداران آمریکایی پس از اعمال تحریمها، با اعتماد به نفس و اطمینان کامل دَم از تغییر نظام ایران می زدند. این در حالیست که شدیدترین تهاجم رسانه ای و جنگ روانی در طول تاریخ بشریت بر علیه این ملت بدون لحظه ای درنگ در جریان است.

افزایش شبکه های فارسی زبان برای تفریح و پر کردن اوقات فراغت مردم ایران نبود. این شبکه ها نقش تسلیحات و توپخانه هایی را دارند که مهماتشان کلمات، و اهدافشان مغز ایرانیها است.

تماشای ساعتی از برنامه های شبکه هایی چون بی بی سی، ایران اینترنشنال، صدای آمریکا و منوتو کافی است تا تصویری سیاه و رو به اضمحلال از ایران بر ذهن هر بیننده ای نقش ببندد. کوچک شمردن دستاوردها و بزرگنمایی مشکلات و تکرار اخبار جعلی از سیاستهای مشترک و هماهنگ اینگونه شبکه هاست. بطوریکه  مخاطب تصور می کند ایران عنقریب و حداکثر ظرف «چند روز» آتی نابود خواهد شد.

ولی واقعیت این است که خیلی از این چند روزها، چند ماهها، و چند سالها آمدند و رفتند اما خللی در مسیر حرکت این ملت وارد نشد. خیلی ضربه خوردند، خیلی اذیت شدند، خیلی زخم برداشتند، ولی از پا نیفتادند. از اسب افتادند ولی از اصل نیفتادند.

به جرأت می توان گفت هیچ ملتی در این گیتی وجود ندارد که قادر باشد زیر این تهاجم و فشارهای طولانی و طاقت فرسا دوام بیاورد چه برسد به اینکه قادر به حرکت و برنامه ریزی و آرمان خواهی باشد. ظاهراً همه محاسبات آنها درست بود ولی مشکل همیشگی آنها این بود که مردم ایران را هنوز نشناخته بودند. به اعتراف تمامی کارشناسان و صاحبنظران دنیا هرکشوری به غیر از ایران بود، تابحال زیر اینهمه حجم عظیم فشار از هم پاشیده بود. و دقیقاً به این دلیل است که برای توصیف مشخصه و ویژگی منحصر به فرد ملت ایران عبارت «جان سخت» متولد می شود. 

مردم دنیا از فشارهایی که ملت ایران تحمل کرده اند کاملاً بی خبرند، چونکه در ایران نبوده اند. آنها همواره آتش را از دور تماشا کرده اند. آنها فقط یکبار در بحران اپیدمی کرونا، همراه با مردم ایران بر اساس یک معیار مشترک سنجیده شدند. البته کرونا هم آزمون عادلانه ای نیست، چرا که شرایط طرفین یکسان نیست. این طرف ملتی با تحمل فشارهایی که اشاره شد؛ ملتی که 40 سال نه می گذارند چیزی بفروشد، و نه اجازه دارد چیزی بخرد. و طرف دیگر کشورهای مترقی با اقتصادهای شکوفا و روابط تنگاتنگ با همدیگر تحت عنوان اتحادیه ها و توافقنامه ها و جهانی سازی.

اما با اولین موج تهاجم کرونا قفسه فروشگاههای این کشورهای مترقی خالی شد؛ گویا کرونا با خودش قحطی هم آورده بود. کمبود وسایل بهداشتی سرقتها را حتی در سطح ملی بین کشورها گسترش داد؛ برای اولین بار دیدیم که ماشین حمل ماسک مانند ماشین حمل پول اسکورت می شود و آنهایی که موفق نشدند ماسک و دستکش بخرند، اقدام به خرید اسلحه کردند بطوریکه رکورد خرید اسلحه شکسته شد. این اتفاقات آنقدر تکرار شد تا اینکه خودشان عبارت «غرب وحشی» را دوباره بر زبان آوردند.

اما در این سوی جهان در ایران، علیرغم تمامی کمبودها، اتفاقاتی که برای کشورهای مترقی افتاد، روی نداد. مردم ایران صبورانه مشکلات را تحمل کردند و برای رفع کمبودها همگی باهم آستین بالا زدند. کارخانه ها برای تغییر کاربری خط تولید خود به مواد بهداشتی منتظر درخواست دولت نشدند و خانه ها، باشگاههای ورزشی و مساجد تبدیل به کارگاه تولید ماسک شدند. پرستاران و پزشکان نوک پیکان این نبرد، جانانه جنگیدند آنها جان دادند ولی باج ندادند.

مردم ایران گویا در طول چندین سال سختی، یادگرفته اند که چطور حال خودشان را خوب کنند. خیرات وسایل بهداشتی بجای خرما و حلوا، انتشار نماهنگ های شاد و امید بخش در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و از همه مهمتر تشکر صمیمانه از کادر درمانی ایثاگر، اجازه سیطره اندوه و ناامیدی را بر جامعه ایرانی نداد. و بدین ترتیب آنها حماسه ای خلق کردند که تا ابد در یادها خواهد ماند. 

با مطالعه سطور بالا متوجه می شویم که صفت «جان سخت» برای چنین ملتی خیلی ناقص است. بنابراین شاید بهتر است بگوییم «ملت نجیب جان سخت».

 

 

بهروز نجف زاده

امتیاز 3.32/5

دیدگاه کاربران

ثبت دیدگاه