شنبه، 3 مهر، 1400 | Saturday 25th of September 2021
۲۱:۲۷
تحلیل بین الملل - کد خبر : 12279
پنجشنبه، ۱۸ شهريور، ۱۴۰۰ - ۲۱:۲۷

افغانستان در کشاکش معامله با طالبان و افق مه آلود حکومت در کابل

با توجه به اینکه مردم افغانستان طی دو دهه گذشته شرایط متفاوتی را تجربه کرده اند، اکنون انتظارت و توقعات و باورهای متفاوتی با دهه ۱۹۹۰ در آن جامعه مستقر است. برخورداری از آزادی های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اینترنت و ارتباطات، مصرف کالاهای خارجی، آزادی نسبی هنر و آموزش و نظایر آن، جامعه کاملا متفاوتی از دهه ۱۹۹۰ خلق نموده است.

افغانستان در کشاکش معامله با طالبان و افق مه آلود حکومت در کابل

به گزارش گروه تحلیل و آینده پژوهی پایگاه خبری تحلیلی ایران زمین، چند هفته پیش بود که تحریک اسلامی طالبان در میان بهت و حیرت ناظران و در روندی نسبتا آرام، کنترل کابل را در دست گرفت و رییس جمهور سابق و شمار زیادی از شخصیت های سرشناس سیاسی و فرماندهان جهادی افغانستان از این کشور گریختند. اکنون که روزهایی از پس این حادثه می گذرد و با تسلط کامل طالبان، اوضاع به روزهای آرام تر و کندتری رسیده، قرینه هایی آشکار شده که نشان می دهد بهت و حیرت، چندان به جا نبوده است و فرآیند بازگشت طالبان به قدرت پس از دو دهه نبرد فرسایشی و سنگین با دولت افغانستان و نیروهای خارجی، حاکی از وقوع معامله ای بزرگ و بروز نوعی شبه کودتای سیاسی است.

 دو پرسش مهم که افکار عمومی را به خود مشغول می سازد این است که: طالبان چگونه و چرا به این سرعت توانستند به قدرت بازگردند ؟ 

با بازگشت طالبان به قدرت، افق آینده حکومت در افغانستان چگونه خواهد بود؟ آیا این گروه با آن سوابق سیاه، توانایی تسلط و اداره کشور را خواهد داشت؟

به نظر می رسد فرآیند احیا و بازگشت طالبان به معادلات سیاسی در آن سامان، فرآیندی مستمر و مداوم با چاشنی همراهی و همکاری برخی بازیگران داخلی و بین المللی بوده است. از تبدیل شورشیان و دهشت افکنان به 《برادران ناراضی》 خطاب شدن توسط رییس جمهور اسبق این کشور تا مشروعیت دادن به طالبان توسط ایالات متحده بویژه در دوران ریاست جمهوری ترامپ، که نقطه اوج آن ملاقات شرم آور ملا عبدالغنی برادر با وزیر امور خارجه آمریکا و گرفتن عکس یادگاری بود، جملگی نشان از حرکتی مستمر و هماهنگ به منظور بازگرداندن طالبان به راس هرم سیاسی افغانستان دارد. انگیزه های طرفین از این همراهی مستمر، در دو محور خلاصه می شود: 

در بعد داخلی، با توجه به پازل قومی و جمعیتی افغانستان و وجود تعارضات و کشمکش های قومیتی و زبانی، پشتونیزم در قالبی مدرن، پس از اشغال افغانستان توسط ائتلاف بین المللی رخ نمایی کرد و رییس جمهور فراری این کشور، ایده پشتونیزم مدرن را به اوج خود رسانید. حذف چهره های سرشناس سایر اقوام و جایگزین ساختن آنان با جوانان از قوم خاص که تحصیلکردگان در کشورهای غربی بودند، کوشش برای محو یا محدود ساختن زبان فارسی در مقایسه با سایر زبان های رایج و چرخش آشکار در مواضع سیاست خارجی از سوی ایران به سمت سایر همسایگان تماما نشان از بروز و ظهور زمینه های قدرت اجتماعی تحریک طالبان در لباسی مدرن دارد. ایده پشتون گرایی با توجه به ساختار اجتماعی افغانستان مبتنی بر تمرکز قدرت و اداره کشور توسط باشندگان این قوم است و پشتون گرایان مدرن نیز به خوبی می دانند که طالبان، به دلایل متعدد، توانایی تحقق این مهم را بهتر از سایرین دارد. 

در بعد خارجی نیز، کمر شکن بودن هزینه های جنگ فرسایشی با طالبان و القاعده در خاک افغانستان، سرانجام ایالات متحده را با این واقعیت روبرو ساخته است که مبارزه با طالبان از طریق جنگ و اشغال نظامی امری عبث خواهد بود. ورود آمریکا به خاک افغانستان در بیست سال پیش، همراه با ناآگاهی کامل سیاستمداران این کشور از وضعیت پازل داخلی و مقتضیات فرهنگی و اجتماعی افغانستان بود. اینک  پس از دو دهه، اشغالگران نیک دریافته اند که جایگاه برخی معادلات قومی و گروهی در این کشور تا چه حد مهم است. از دیگر سو، با توجه به سیاست آمریکا در خروج فوری از خاک افغانستان و کاهش هزینه ها، فرآیند اعطای مشروعیت به طالبان از طریق مذاکرات دوحه گام به گام پیگیری شد. زیرا برای اهداف ایالات متحده در خاورمیانه، یعنی ایذاء جمهوری اسلامی ایران از طریق ایجاد رقابت های منطقه ای، دردسر ساختن برای چین از طریق حمایت از افراطی ها در آن کشور، ایجاد مزاحمت در آسیای میانه و پشت دروازه های مسکو از طریق تحریک اسلام گرایان افراطی در آن سامان و استمرار تنش در خط مرزی پاکستان و کنترل جاه طلبی های تاریخی آن دولت، طالبان بهترین و توانا ترین گزینه محسوب می شود. هرچند این انتخاب برای آمریکا نیز ریسک های خاص خود را به دنبال دارد و یقینا باعث رشد القاعده در افغانستان و تهدیدهای امنیتی برای آمریکا خواهد شد اما به نظر می رسد در مجموع ارزیابی هزینه و فایده، فواید واگذاری کشور به تحریک طالبان برای ایالات متحده بیشتر است.

گذشته از تمامی این نکات، سئوال مهم دوم، امکان سنجی استمرار حاکمیت طالبان است؛ هرچند به دلیل پازل قومیتی و مسایل اجتماعی و توانایی طالبان در تامین امنیت عمومی، این جنبش برای کوتاه مدت در برخی توده ها اقبال دارد، لکن به دلایل متعددی به نظر می رسد که در میان مدت و بلند مدت چنین امکانی وجود نخواهد داشت.

رهبران تحریک اسلامی طالبان از بدو تسلط بر کابل، تلاش نموده اند که چهره جدید و متفاوتی از خود نسبت به دهه ۱۹۹۰ میلادی ارائه نمایند. رهبران این جنبش با بیان اینکه مردم باید گذشته را فراموش کنند، از عفو عمومی، بازگشتن کارمندان به ادارت و امکان حضور زنان اما در چارچوب شریعت اسلامی سخن می گویند. شورای رهبری طالبان بارها اعلام نموده است که حکومت اسلامی آینده باید فراگیر باشد. لکن به نظر می رسد منظور از فراگیری بیشتر تنوع قومیتی باشد تا تنوع سیاسی و با توجه به خروج رهبران سیاسی جهادی از کشور و ممانعت از بازگشت آنان، امکان حضور آنان احتمالا منتفی خواهد بود. 

با توجه به اینکه مردم افغانستان طی دو دهه گذشته شرایط متفاوتی را تجربه کرده اند، اکنون انتظارت و توقعات و باورهای متفاوتی با دهه ۱۹۹۰ در آن جامعه مستقر است. برخورداری از آزادی های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اینترنت و ارتباطات، مصرف کالاهای خارجی، آزادی نسبی هنر و آموزش و نظایر آن، جامعه  کاملا متفاوتی از دهه ۱۹۹۰ خلق نموده است. با عنایت به برداشت بدوی و ابتدایی طالبان از مسایل اجتماعی، بیگانگی اکثر اعضای این جنبش با حال و هوای زندگی مدرن و شهری و همچنین فقدان دانش و آگاهی لازم به مسایل روز و مدیریت کشور به نظر می رسد چالش بسیار بزرگی فراروی آنان در اداره افغانستان وجود دارد. 

از جنبه ی دیگر، هرچند تسلط تحریک اسلامی طالبان بر کابل و خروج نیروهای آمریکایی اشغالگر از منطقه در کوتاه مدت سبب برکات برای خاورمیانه و همسایگان است، لکن در میان مدت و دراز مدت، برای همسایگان خطراتی جدی به دنبال خواهد داشت. رشد اندیشه افراطی گری در کابل و سلطه امنیتی و استخباراتی آنان، موجب می شود تا بار دیگر افغانستان به خانه امن دهشت افکنانی نظیر القاعده، شبکه حقانی و سایر گروه های تندرو و تروریستی تبدیل شود. این اتفاق سبب خواهد شد تا چهار همسایه مهم افغانستان نتوانند استمرار سلطه طالبان را تحمل کنند.

 نخست، جمهوری اسلامی ایران به عنوان رژیم اسلامی پرچمدار جامعه تشیع در جهان اسلام، که سابقه تنش، مبارزه و درگیری با گروههای افراطی تروریستی را دارد، هرگز به سلطه و رشد چنین حکومتی در جوار خود رضایت نخواهد داد. لذا تمامی تحلیل های ناظر بر اینکه جمهوری اسلامی حامی یا همراه طالبان است، اگر مغرضانه نباشد، ناشی از فقدان آگاهی و اشراف کامل بر مسایل منطقه می باشد. زیرا بازی سیاسی بین ایران و طالبان از نوع سر جمع صفر است و هرگز در بلند مدت، جمهوری اسلامی ایران تاب تحمل طالبان را ندارد.

دیگر همسایه مهم، یعنی چین، هراس شدیدی از قدرت گرفتن اسلامگرایان در خاک کشور خود دارد که از قضا بسیاری از آنان در صفوف نبرد همراه طالبان به جهاد مشغولند! از سوی دیگر، مسیر جاده ابریشم برای چین اهمیت حیاتی تجاری دارد و در میان مدت، این کشور به تحکیم حکومت طالبان در کابل روی خوش نشان نخواهد داد. 

ایضا، ائتلاف طالبان با دوستان افراطی اش، سبب ناامنی در کشورهای آسیای میانه است که سابقه بیش از سه دهه نبرد با گروههای اسلام گرای افراطی را دارند. تاجیکستان، ازبکستان و چچن در حضور محکم طالبان در کابل، دستخوش تنش و ناامنی خواهند شد که این مهم از سوی آنان و مسکو، قابل مدارا نیست.

 در این میان، پاکستان که همواره متهم به همراهی و همگامی با طالبان بوده و هست نیز  به دلیل اختلافات مرزی و هراس از تجزیه طلبی در مناطق قبایلی پشتون در شمال این کشور، هرگز از جایی به بعد، با حکومت طالبان در کابل همراهی نخواهد کرد.

بحران بعدی فراروی طالبان، اختلافات درونی این جنبش است. با آغاز مذاکرات گسترده این جنبش و آمریکا، آشکار شد که گروهی میانه رو تر و مصالحه جو در صدر رهبری تحریک اسلامی طالبان قدرت گرفته اند که با درک مقتضیات جدید، دنبال ارائه چهره ای واقع گرا تر از این جنبش هستند. لکن اکثریت اعضای پیاده نظام و نیروهای میدانی طالبان، کماکان نیروهای قبایلی و روستانشینان و عشایر و حتی شهرنشینانی هستند که با انگیزه های ایدئولوژیک و افراطی، به 

دنبال استقرار امارت اسلامی در کابل و جهاد با کفر و مصالحه خواهی، پا به میدان نبرد گذاشته اند. میانه روی و مصالحه گرایی جناح سیاسی میانه رو به هیچ وجه توسط تندروها قابل تحمل نیست و در میان مدت سبب اختلاف داخلی شدید بین نیروهای میدانی و رهبری سیاسی در دفتر دوحه خواهد شد.

اکنون و در شرایط فعلی، آخرین هسته مقاومت ملی در افغانستان و در پنجشیر، تحت فرماندهی فرزند قهرمان ملی، شهید احمد شاه مسعود، به کار خود در عین سکوت جهانیان ادامه می دهد. درصورت استمرار این مقاومت و باز شدن جبهات جدید در صفحات شمال و با عنایت به کاریزما و محبوبیت احمد مسعود، تحریک اسلامی طالبان را با چالشی جدی مواجه خواهد کرد و بار دیگر آتش زیر خاکستر پازل قومی افغانستان، شعله ور می شود. لذا گذر زمان لحظاتی حیاتی را برای آینده نزدیک رقم خواهد زد.

اکنون، افغانستان در سکوت جهانیان، آرامشی پیش از توفان را تجربه می کند.

شهریار نبوی

ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :
نظر خود را بنویسید :
نظرات کاربران
  1. عالی نوشته اید. مرحبا

پربیننده‌ترین اخبار تحلیل بین الملل
پربیننده‌ترین اخبار تحلیل بین الملل
پربیننده‌ترین اخبار
آخرین اخبار
اخبار برگززیده ...
به نظر شما نتیجه برجام چه تاثیری بر معیشت مردم می گذارد؟
تاثیر بسیار مطلوب بر اقتصاد و معیشت مردم
بدون تاثیر
تاثیر بد و مخرب در دراز مدت بر اقتصاد و امنیت ملی
ثبت رای
قیمت لحظه ای
در حال بروز رسانی ...
دلار
بیت کوین
یورو
لیر
پوند
دلار کانادا
یوان چین
کرون سوئد
تمامی قیمت ها به ریال می‌باشد.
در حال بروز رسانی ...
سکه
انس طلا
مثقال طلا
طلای ۱۸
تمامی قیمت ها به ریال می‌باشد.
در حال بروز رسانی ...
نفت برنت
در حال بروز رسانی ...
بورس
در حال بروز رسانی ...
شهروند خبرنگار ...
تقویم روز شنبه، 3 مهر، 1400
چگونه کمال گرایی به رشد و پیشرفتتان آسیب می زند
حسین قلاب دوز
چگونه کمال گرایی به رشد و پیشرفتتان آسیب می زند

آیا همیشه نگران هستید که کارتان را درست انجام نداده اید؟ آیا همیشه اعمالتان را مورد سوال قرار می دهید؟ آیا از پذیرش اشتباهاتتان سر باز می زنید؟ آیا طرد شدن باعث می شود تا حس خیلی بدی داشته باشید؟ اگر پاسختان به این سوال ها بلی است، شما در خطرید.!